![]() |
![]() |
|
| اتل متل جدايي، عروسکم کجايي؟ گاو حسن پريشون، يه دل داره پر از خون عشقم که رفت هندستون، خونم شده قبرس |
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 18:36 توسط اقاقیا |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 12:39 توسط اقاقیا |
|
|
در بیمارستانی، دو مرد در یک اتاق بستری بودند. مرد کنار پنجره به خاطر بیماری ریوی بعد از ظهرها یک ساعت در تخت می نشست تا مایعات داخل ریه اش خارج شود. اما دومی باید طاق باز می خوابید و اجازه نشستن نداشت.آن دو ساعتها در مورد همسر، خانوادههایشان، شغل، تفریحات و خاطرات دوران سربازی صحبت می کردند. بعد از ظهرها مرد اول در تخت می نشست و روی خود را به پنجره می کرد و هر آنچه را که می دید برای دیگری توصیف می کرد. در آن حال بیمار دوم چشمان خود را می بست و تمام جزئیات دنیای بیرون را پیش روی خود مجسم می کرد.
و نشاط فضای بیرون پنجره رنگ زندگی می گرفت.
مرد دوم صدایی نمی شنید، با بستن چشمانش تمام صحنه را آن گونه که هم اتاقیش وصف می کرد پیش رو مجسم می نمود.
پیکر بی جان مرد کنار پنجره که با آرامش به خواب ابدی فرو رفته بود روبرو شد.
کنار پنجره منتقل کنند. به محض اینکه کنار پنجره قرار گرفت، با شوق فراوان به بیرون نگاه کرد،
وصف می کرد؟
فقط خواسته تو را به زندگی امیدوار کند.
کنید.
نمی توان خرید، بشمارید. زمان حال یک هدیه است. پس قدر این هدیه را بدانید.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 14:42 توسط اقاقیا |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 13:6 توسط اقاقیا |
|
|
در برف ، سپیدی پیداست . آیا تن به آن می دهی ؟ بسیاری با نمای سپید نزدیک می شوند که در ژرفنای خود نیستی بهمراه دارند . اُرد بزرگ
این قرآن مردم را به درست ترین راه هدایت میکند " ... " ما هر چیزی را كاملا توضیح دادهایم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 19:23 توسط اقاقیا |
|
|
در شگفتم از متکبری که دیروز نطفه ای بود و فردا لاشه است. (امام علی"ع"
عيد واقعي از آن كسي است كه آخر سال را جشن بگيرد نه اول سال را (دكتر سنگري) روزی دست پسر بچه ای که در خانه با گلدان کوچکی بازی می کرد، در آن گیر کرد و هر کاری کرد، نتوانست دستش را از گلدان خارج کند. به ناچار پدرش را به کمک طلبید. اما پدرش هم هر چه تلاش کرد نتوانستند دست پسر را از گلدان خارج کنند. پدر دیگر راضی شده بود به شکستن گلدان که تصادفا خیلی هم گرانقیمت بود، فکر کند. قبل از این کار به عنوان آخرین تلاش به پسرش گفت: دستت را باز کن، انگشت هایت را به هم بچسبان و آنها را مثل دست من جمع کن. آن وقت فکر می کنم دستت بیرون می آید. (به خاطر بعضی از چیز ها خیلی از چیز ها را از دست داد) آنگاه که همه به دنبال چشمانی زیبا هستند تو به دنبال نگاهی زیب باش دکتر شریعتی آنگاه که همه به دنبال چشمانی زیبا هستند تو به دنبال نگاهی زیب باش دکتر شریعتی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 20:46 توسط اقاقیا |
|
|
طریقه ی دانستن میزان عشق!!!
هر وقت خواستي بدوني كسي دوست داره تو چشاش زُل بزن تا عشق رو تو چشاش ببيني . اگه نگاه كرد عاشقته , اگه خجالت كشيد برات ميميره , اگه سرشو انداخت پايين و يه لحظه رفت تو فكر بدون كه بدون تو ميميره و اگه سرشو انداخت پايين و خنديد و حرف رو عوض كرد بدون كه اصلاً دوست نداره
__________________
راستی میخوای قلبمو بشکنی؟؟ يه روز عشقت رو دزديدم و براي اينکه جاش مطمئن باشه اون رو تو قلبم قايم کردم اما نمي دونستم که يه روز براي اينکه اون رو پس بگيري قلبم رو مي شکني !!
![]() __________________
عشق يعني چي؟ تا حالا فکر کردي عشق يعني چي؟ عشق يعني اينکه يکي بهت بگه از رنگ لباست خوشش مياد و تو هم از اون به بعد هميشه همون رنگو بپوشي ! تا حالا دلتنگ کسي شدي؟ اصلا ميدونيد دلتنگي چيه ؟ اونهم از بدترين نوعش؟ بزرگترين دلتنگي اينه که بدوني اون کسي که دوسش داري هيچ وقت مال تو نميشه . اينکه بدوني يه روزي از کسي که دوسش داري بايد جداشي حالا چه بخواي چه نخواي . تا حالا فکر کردي خوشبختي يعني چي ؟ خوشبختي يعني اينکه يکي يه گوشه دنيا باشه که دوست داشته باشه يکي باشه که پناه خستگي هات باشه يکي باشه که نگاهش وجودتو گرم کنه تا حالا فکر کردي آرامش يعني چه؟ آرامش يعني اينکه هميشه ته دلت مطمئن باشي که توي سينهء کسي که دوسش داري يه خونه گرم داري تا حالا فکر کردي زندگي يعني چي؟ زندگي يعني اينکه همه عمرت تلاش کني و جون بکني براي بدست آوردن اونچيزي که بهش ايمان داري زندگي يعني اينکه خودتو دوست داشته باشي براي اينکه توي دلت عشق اون هست تا حالا فکر کردي هدف يعني چي ؟ هدف يعني صبح که از خواب پا ميشي بدوني اون روز بايد چيکار کني ؛ بدوني اون روز بايد از کدوم مسير رد شي تا يه تلفن کارتي داشته باشه! تا حالا فکر کردي انگيزه چيه؟ انگيزه اونه که وقتي ميخواي بري سر قرار صد بار بري جلوي آينه و لباستو چک کني !!! تا حالا فکر کردي که قسمت يعني چي؟ قسمت يعني اينکه بشيني دست روي دست بزاري و هر طرف باد اومد تو هم بري قسمت يعني اينکه همه تنبلي ها و بي عرضگي ها رو بندازي گردن روزگار يعني بشيني مثل بدبختها به از دست دادن محبوبت راضي بشي به سرنوشت چي ؟ به اون فکر کردي؟ سرنوشت ديگه اوني نيست که از سرت نوشته سرنوشت يعني اينکه يه روز جلوي چشات رفيقت و تنها رفيقت تنهات بزاره و بگه « اين بازي روزگاره ... » حالا به خودت فکر کن ! خودتو تا حالا معني کردي ؟ و انسان يعني هميشه انتظار ... انتظار ... انتظار .... تقديم به اونايي که يک بار دوست داشتنو تجربه کردن زندگي همانند درياچه ايست که گاهي خشک و گاهي در تلاطم است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 17:17 توسط اقاقیا |
|
|
زندگي سخت نيست ما سختش ميکنيم ، دلها تنگ نيست ما تنگش ميکنيم، عشق
قشنگ نيست ما قشنگش ميکنيم، دل هيچ
کس سنگ نيست ما سنگش مي کنيم
اگر از تو دورم دليل بي وفايي نيست وفا
آن است که نام تو را بر زبان دارم
به کودکی گفتند عشق چیست؟گفت:بازی
به جوانی کفتند عشق چیست؟گفت:پول و
ثروت به پیری گفتند عشق چیست؟گفت:عمر
اما به عاشقی گفتند عشق چیست؟چیزی
نگفت آهی کشید و فقط گریست |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 13:56 توسط اقاقیا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 16:45 توسط اقاقیا |
|
|
اگرسربه زيرباشي مي گويند احمق است اگر غمگين باشي مي گويند عاشق است اگرمالت رابا حساب خرج كني مي گويند خصيص است اگر دست و دلباز باشي مي گويند ولخرج است اگر خوش لباس باشي مي گويند ژيگولو است اگر بد لباس باشي مي گويند شلخته است اگر دير زن بگيري مي گويند مرد نيست اگر زودزن بگيري مي گويند اتشش تند است اگرفقيروبي پول باشي مي گويند بي عرضه است اگر پولدارباشي مي گويند اهل زدوبند است اگربيقيد باشي مي گويند لات وآسمان جل است اگر بخندي مي گويند هميشه نيشش باز است اگراخم كني ميگويند عبوس وبداخلاق است اگر خوش سروزبان باشي مي گويند چاخان است حالا شما بگوييد اخر باكدام ساز اين مردم بايد رقصيد كه خوششان بيايد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 9:43 توسط اقاقیا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1387 مرداد 1387 |
|
RSS
|